در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «داستان کوتاه وطنز» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : داستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر و احضار روح و داستان هایی واقعی... و مصاحبه برای استخدام .......!!!!!!!!!! و داستان اموزنده
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
شیمیست های92 چمران دسترسی پیدا کنید
داستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر
داستان من از زمان تولّدم شروع میشود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهیدست و هیچ گاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،:
” فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم.”
و این اوّلین دروغی بود که به من گفت.
...
ادامه مطلب
آیا تاكنون نام (وی یا) یا تخته احضار روح را شنیده اید؟ تخته و یا كاغذی كه روی آن حروف الفبا نوشته شده است و بعضی از انسان ها از طریق آن با ارواح صحبت و آنها را احضار می كنند. حرف و حدیث ها درباره (تخته وی یا) بسیار است.
بعضی ها اصلا قدرت این تخته را واقعی نمی دانند و به آن اعتقادی ندارند ولی بعضی ها معتقدند (وی یا) واقعا می تواند روح را به محل مورد نظر بكشاند و انسان به واقع قادر است با ارواح ارتباط برقرار و حتی از آنها اطلاعات بگیرد.
جلسه احضار روح در انگلستان در سال ۱۸۷۲
(وی یا) از دو كلمه (وی) كه به زبان فرانسه به معنای (بله) است و (یا) كه در زبان آلمانی به همین معنا می باشد، گرفته شده است. وجه تسمیه این وسیله به این خاطر است كه روح اغلب با اشاره به كلمه (بله) یا (خیر) كه روی این تخته نوشته شده است، به احضار كننده پاسخ می دهد........
به ادامه مطل...
ادامه مطلب :مصاحبه برای استخدام .....
مصاحبه کننده : در هواپیمائی 500 عدد آجر داریم، 1 عدد آنها را از هواپیما به بیرون پرتاب میکنیم. الان چند عدد آجر داریم ؟
متقاضی : 499 عدد !
...
ادامه مطلب یكى از یاران رسول خدا (ص) فقیر شد.
خدمت رسول خدا آمد و شرح حال خود را بیان كرد. پیغمبر فرمودند :
برو هر چه در منزل دارى اگر چه كم ارزش هم باشد بیاور!
آن مرد انصار رفت و طاقه اى گلیم و كاسه اى را خدمت پیغمبر آورد.
حضرت آنها را در معرض فروش گذاشت و فرمودند: چه كسى اینها را از من مى خرد؟
...
ادامه مطلب