مادرم..... پنجره را دوست نداشت...
مادرم پنجره را دوست نداشت... با وجودی که بهار از همین پنجره می آمد و مهمان دل ما می شد.... ...
ادامه مطلبدر این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «شعر زیبا» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : مادرم..... پنجره را دوست نداشت... و شعر........! و ابیاتی زیبا ازامام علی علیه السلام و شعر روزگار و پیغام گیر شعرا !!! و شعری از امام علی به عربی و شعری زیبا از استاد پناهی(مگسی را کشتم) و شعری از خود/رسوایی شاعر..... و تصاویری زیبا ازطبیعت و شعر بسیار زیبا........خواب بودم، خواب دیدم مرده ام و شعری از خود/جواب شاعر و شعری از خود و بهشت!!!! و داستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر و شعری فوق العاد ه زیبا و خواندنی از فریدون مشیری ....خواب و بیدار و یک شعر بسیار خنده دار و جالب ( حتما بخوان با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت شیمیست های92 چمران دسترسی پیدا کنیدمادرم پنجره را دوست نداشت... با وجودی که بهار از همین پنجره می آمد و مهمان دل ما می شد.... ...
ادامه مطلباقوالی ازامام علی همراه باترجمه آن الصوت الهادء اقوی من الصراخ صدای آرام قویتر ازفریادکشیدن است ...
ادامه مطلبروزگار روزگاراز اعتبار افتاده است ای برادردادازاین گردون پست هرکه تادیروزخواروپست بود تازه به دوران رسیدگشت هست احدی نیست گویدحرف راست صددروغ وقت نشستن وقت خواست پولداران مستوگوینداین نوا پول داریم پس خدا از آن ماست روزگارعشق وعاشق سررسید من زبابا او زباباش دل برید هذکسی باشدبه فکرخویشتن خط قرمزدورعشق باخون کشید ای علی دنیا شده بی اعتبار دادازاین دنیای پسته نابکار ...
ادامه مطلبپیغام گیر شعرا ! لطفا پس از شنیدن پیام های زیر! و صدای بوق، پیغام خود رابگذارید ........................ پیغام گیر حافظ ...
ادامه مطلبخودتان ترجمه کنید فرض من الناس ان یتوبوا لاکن ترک الذنوبو اوجب والدهرفی صرفه عجیب وغفلت الناس فه اعجب والصبرفی النائبات صعب لاکن فوت الثواب اصعب وکل مایرتجی الیک قریب والموت من کل ذالک اقرب...
ادامه مطلبمگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من میچرخید، به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!! ای دو صد نور به قبرش بارد؛ مگس خوبی بود… من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد، مگسی را کشتم …!...
ادامه مطلبخواب بودم، خواب دیدم مرده امبی نهایت خسته و افسرده امتا میان گور رفتم دل گرفتقبر کن سنگ لحد را گل گرفتروی من خروارها از خاک بودوای، قبر من چه وحشتناک بود!بالش زیر سرم از سنگ بودغرق ظلمت، سوت و کور تنگ بودهر که آمد پیش، حرفی راند و رفتسوره ی حمدی برایم خواند و رفت...
ادامه مطلباین چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت ...
ادامه مطلبداستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر داستان من از زمان تولّدم شروع میشود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهیدست و هیچ گاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،: ” فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم.” و این اوّلین دروغی بود که به من گفت. ...
ادامه مطلبگر چه با يادش، همه شب، تا سحر گاهان نيلي فام، بيدارم؛ گاهگاهي نيز، وقتي چشم بر هم مي گذارم، خواب هاي روشني دارم، عين هشياري ! ...
ادامه مطلبیک شعر بسیار خنده دار و جالب ( حتما بخوانید ) سلاماین شعر تازه به دستم رسید . خیلی باحاله من که خیلی از این شعر لذت بردم! چقدر زیبا قافیه ها را درست کرده اند! هرکی می دونه شاعرش کیه بگه!! اگر هم خوشتان اومد حتما بهم بگید!! شوخي با حافظ...
ادامه مطلبکاش می دیدم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می تابانی بال مژگان بلندت را می خوابانی.......
ادامه مطلببرای دیدن توضیحات به ادامه مطلب مراجعه کنید.....>>>...
ادامه مطلباهل دانشگاهم اهل دانشگاهم، روزگارم خوش نیست، ژتونی دارم ، خرده پولی ، سر سوزن هوشی، دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید، دوستانی هم چون من مشروط، و اتاقی که همین نزدیکی است ،پشت آن کوه بلند، اهل دانشگاهم! پیشه ام گپ زدن است، ...
ادامه مطلب