
مادرم پنجره را دوست نداشت... با وجودی که بهار از همین پنجره می آمد و مهمان دل ما می شد.... ...
ادامه مطلب
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند دلم تنگ است......
ادامه مطلب
لاتقابل الاساء ه بل الاساء ه بل اصمت جواب بدی دیگران را با بدی جواب نده بلکه سکوت کن وامضی حتی لا تجاری السفهاء حماقاتهم وبگذر تا خودت را باحماقتهای نادانان قاطی نکنی فالصمت سید الانتقام زیرا سکوت بهترین انتقام گیرنده است...
ادامه مطلب
این کلمه رو کیا دوستش دارن ؟؟!!! ...
ادامه مطلب
با سلام و عرض ادب به شما دوستان خوبم در این پست عکسی رو قرار دادم که چند روز پیش با بچه ها به اتفاق دکتر نوبخت گرفته شد برای دیدن عکس روی لینک زیر کلیک کنید.... pure chemistry student...
ادامه مطلب
داستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر داستان من از زمان تولّدم شروع میشود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهیدست و هیچ گاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،: ” فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم.” و این اوّلین دروغی بود که به من گفت. ...
ادامه مطلب
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو...
ادامه مطلب