شیمیست های92 چمران

متن مرتبط با «داستان مادر» در سایت شیمیست های92 چمران نوشته شده است

مادرم..... پنجره را دوست نداشت...

  • نیلوبلاگ

    مادرم پنجره را دوست نداشت... با وجودی که بهار از همین پنجره می آمد و مهمان دل ما می شد.... ...

    ادامه مطلب
  • داستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر

  • نیلوبلاگ

    داستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر داستان من از زمان تولّدم شروع می‎شود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهی‎دست و هیچ گاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،: ” فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم.” و این اوّلین دروغی بود که به من گفت. ...

    ادامه مطلب
  • احضار روح و داستان هایی واقعی...

  • نیلوبلاگ

      آیا تاكنون نام (وییا) یا تخته احضار روح را شنیدهاید؟ تخته و یا كاغذی كه روی آن حروف الفبا نوشته شده است و بعضی از انسانها از طریق آن با ارواح صحبت و آنها را احضار میكنند. حرف و حدیثها درباره (تخته وییا) بسیار است. بعضیها اصلا قدرت این تخته را واقعی نمیدانند و به آن اعتقادی ندارند ولی بعضیها معتقدند (وییا) واقعا میتواند روح را به محل موردنظر بكشاند و انسان به واقع قادر است با ارواح ارتباط برقرار و حتی از آنها اطلاعات بگیرد.     جلسه احضار روح در انگلستان در سال ۱۸۷۲ (وییا) از دو كلمه (وی) كه به زبان فرانسه به معنای (بله) است و (یا) كه در زبان آلمانی به همین معنا میباشد، گرفته شده است. وجه تسمیه این وسیله به این خاطر است كه روح اغلب با اشاره به كلمه (بله) یا (خیر...

    ادامه مطلب
  • داستان اموزنده

  • نیلوبلاگ

    یكى از یاران رسول خدا (ص) فقیر شد. خدمت رسول خدا  آمد و شرح حال خود را بیان كرد. پیغمبر فرمودند : برو هر چه در منزل دارى اگر چه كم ارزش هم باشد بیاور! آن مرد انصار رفت و طاقه اى گلیم و كاسه اى را خدمت پیغمبر   آورد. حضرت آنها را در معرض فروش گذاشت و فرمودند: چه كسى اینها را از من مى خرد؟ ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    شعر زیبا | مادر دوست دارم،اولین دروغ،داستان مادر،دروغ من، | احضار روح | تخته ویا | داستان های ترسناک واقعی | چگونگی احضار روح | نحوه ی احضار روح | رسول خدا | شرح حال |