شیمیست های92 چمران

متن مرتبط با «مادر دوست دارم،اولین دروغ،داستان مادر،دروغ من،» در سایت شیمیست های92 چمران نوشته شده است

مادرم..... پنجره را دوست نداشت...

  • نیلوبلاگ

    مادرم پنجره را دوست نداشت... با وجودی که بهار از همین پنجره می آمد و مهمان دل ما می شد.... ...

    ادامه مطلب
  • نصیحتی برای یک دوست

  • نیلوبلاگ

            لاتقابل الاساء ه بل الاساء ه بل اصمت        جواب بدی دیگران را با بدی جواب نده بلکه سکوت کن         وامضی حتی لا تجاری السفهاء حماقاتهم     وبگذر تا خودت را باحماقتهای نادانان قاطی نکنی                     فالصمت سید الانتقام                  زیرا سکوت بهترین انتقام گیرنده است...

    ادامه مطلب
  • این کلمه رو کیا دوستش دارن ؟

  • نیلوبلاگ

    این کلمه رو کیا دوستش دارن ؟؟!!! ...

    ادامه مطلب
  • عکسی یادگاری از دوستان.......

  • نیلوبلاگ

    با سلام و عرض ادب به شما دوستان خوبم در این پست عکسی رو قرار دادم که چند روز پیش با بچه ها به اتفاق دکتر نوبخت گرفته شد برای دیدن عکس روی لینک زیر کلیک کنید.... pure chemistry student...

    ادامه مطلب
  • داستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر

  • نیلوبلاگ

    داستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر داستان من از زمان تولّدم شروع می‎شود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهی‎دست و هیچ گاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،: ” فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم.” و این اوّلین دروغی بود که به من گفت. ...

    ادامه مطلب
  • خانه ی دوست کجاست....

  • نیلوبلاگ

    من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    شعر زیبا | مادر دوست دارم،اولین دروغ،داستان مادر،دروغ من، | خانه ی دوست | سهراب سپهری | اشعار زیبای سهراب | شعر از سهراب سپهری | شعر عاشقانه | شعر ادبی، |