شیمیست های92 چمران

متن مرتبط با «روز مادر» در سایت شیمیست های92 چمران نوشته شده است

امروز که محتاج تو ام...جای تو خالیست...

  • نیلوبلاگ

    امـــروز.....که  محتاج  توام  جای  تو  خالیست ...!   فـــــردا.....که بیایی به سراغ نفسی  نیست....!   تا  آینه رفتم که بگیرم خبر از خود دیـــــدم... که در آن  آینه هم.....جز  تو....کسی نیست.....   من در پی خویشم....به تو بر می  خورم امـــــــا.... در  تو شده ام گم....به من دسترسی نیست..... ...

    ادامه مطلب
  • بچه های امروزی

  • مادرم..... پنجره را دوست نداشت...

  • نیلوبلاگ

    مادرم پنجره را دوست نداشت... با وجودی که بهار از همین پنجره می آمد و مهمان دل ما می شد.... ...

    ادامه مطلب
  • امـــــــــــــــــروز؛ ما ؛ دیفرانسیل ؛ تجزیه ؛ معدنی!

  • نیلوبلاگ

    چـه رررررووووووووووووووووووووووووزی بود امروز!!!   "همگی خدا قــــــــــــــــوّت"   دانشجو خستــــه نباشی     ...

    ادامه مطلب
  • معنی ماه ها روزها

  • نیلوبلاگ

    روزهای ماه در ایران باستان   نام های سی روز ماه های سال در ایران باستان برگرفته از نامهای هرمزد و امشاسپندان و ایزدان گوناگون است که در آغاز آن ها نام هرمزد قرار دارد و سپس نام روزهای دوم تا هشتم اسم های  شش امشاسپند یا صفتهای هرمزد و بقیه نیز یا نامهای ایزدان موکل بر پدیده های طبیعی و یا برگرفته از نام برخی از یشتهای اوستا است:   1- هرمزد 2- بهمن3- اردیبهشت 4- شهریور5- سفندارمذ 6- خرداد 7- امرداد 8- دی به آذر9- آذر10- آبان(الهه آبها) 11- خورشید 12- ماه  13- تیر(ایزد باران)14- گوش(ایزد چهارپایان) 15 - دی به مهر16- مهر(رب النوع روشنایی ) 17- سروش(پیک اهورامزدا) 18- رشن(ایزد عدالت)19- فروردین20 - بهرام (ایزد جنگ)21- رام (فرشته هوا)۲۲- باد 23-دی به دین24...

    ادامه مطلب
  • روز دانشجو

  • روزوداع یاران

  • نیلوبلاگ

    بگذار تا بگریم چون ابر دربهاران       که ازسنگ ناله خیزد روز وداع یاران   سلام به همه دوستانم امیدوارم تعطیلات خوب بهتون بگذره نشد خوب از همه تون خداحافظی کنم اما امیدوارم هرکجا که باشید خوش و سرحال باشید خانمهای کلاسمان ببخشید که نشد باهم خداحافظی کنیم حقیقتش بی معرفت نیستم ولی روم نشد خداحافظی کنم اما از همین جا بهتون میگم هر کجا باشید موفق وپیروز باشید دوستان عزیز تو این دو ترم ازما بدی دیدید به بزرگی خودتان ببخشید پیشاپیش هم ماه رحمت وپربرکت رمضان رابه شما وخانواده ی محترمتان تبریک میگویم                         ...

    ادامه مطلب
  • شعر روزگار

  • نیلوبلاگ

    روزگار روزگاراز اعتبار افتاده است          ای برادردادازاین گردون پست هرکه تادیروزخواروپست بود         تازه به دوران رسیدگشت هست احدی نیست گویدحرف راست     صددروغ وقت نشستن وقت خواست پولداران مستوگوینداین نوا          پول داریم پس خدا از آن ماست روزگارعشق وعاشق سررسید   من زبابا او زباباش دل برید هذکسی باشدبه فکرخویشتن    خط قرمزدورعشق باخون کشید ای علی دنیا شده بی اعتبار      دادازاین دنیای پسته نابکار ...

    ادامه مطلب
  • نوشته ای از خود/آدمهای امروزی

  • نیلوبلاگ

    آدم های امروزی و زبان آنها       بعضی از آدم های امروزی اگه خواسته ای از تو داشته باشند و کارشان پیش تو ...........

    ادامه مطلب
  • مترسک، این روزها هوا خیلی غبار آلود است

  • نیلوبلاگ

      مترسک، این روزها هوا خیلی غبار آلود است این روزها هوا خیلی غبار آلود است ، گرگ را از سگ نمی توان تشخیص داد   هنگامی گرگ را می شناسیم که دریده شده ایم     مزرعه را ملخ ها خوردند و ما برای کلاغها مترسک ساختیم این بود آغاز جهالت ما     زحمت دارد .... آدم بودن را میگویم                                این را می شود از مترسک ها آموخت                         &...

    ادامه مطلب
  • حدیث روز/ سیزده پند لقمان حکیم به فرزندش

  • نیلوبلاگ

      لقمان حکیم در نصایح خود به پسرش گفت: چنان كه ميان قوچ و گرگ، دوستى و رفاقتى نيست، ميان نيكوكار و بدكار نيز دوستى و رفاقتى نيست و هر كه به زشتى "ياقير"نزديك شود، پاره‏‌اى از آن به تنش مى‏‌چسبد. مشرق- امام محمد باقر عليه السلام فرمودند: در نصايح لقمان به پسرش، اين است كه گفت: پسرم ! اگر درباره مرگْ ترديد دارى، خواب را از خود دور كن ـ كه نخواهى توانست ـ و اگر درباره رستاخيزْ ترديد دارى ، بيدار شدن از خواب را از خود دور كن ـ كه نخواهى توانست-؛ زيرا اگر انديشه كنى، مى‏دانى كه جان تو در دست ديگرى است و همانا خواب، به منزله مرگ است و بيدارى پس از خواب، به منزله بر انگيخته شدن پس از مرگ. ...

    ادامه مطلب
  • روز کاری در ایران!!!

  • نیلوبلاگ

    درست نمیگم...........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!! ...

    ادامه مطلب
  • داستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر

  • نیلوبلاگ

    داستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر داستان من از زمان تولّدم شروع می‎شود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهی‎دست و هیچ گاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،: ” فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم.” و این اوّلین دروغی بود که به من گفت. ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    امروز که محتاج تو ام | عکس کودک | بچه فشن | بجه های امروزی | بچه های خوشتیپ | شعر زیبا | مادر دوست دارم،اولین دروغ،داستان مادر،دروغ من، |