
اقوالی ازامام علی همراه باترجمه آن الصوت الهادء اقوی من الصراخ صدای آرام قویتر ازفریادکشیدن است ...
ادامه مطلب
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من میچرخید، به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!! ای دو صد نور به قبرش بارد؛ مگس خوبی بود… من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد، مگسی را کشتم …!...
ادامه مطلب
خواب بودم، خواب دیدم مرده امبی نهایت خسته و افسرده امتا میان گور رفتم دل گرفتقبر کن سنگ لحد را گل گرفتروی من خروارها از خاک بودوای، قبر من چه وحشتناک بود!بالش زیر سرم از سنگ بودغرق ظلمت، سوت و کور تنگ بودهر که آمد پیش، حرفی راند و رفتسوره ی حمدی برایم خواند و رفت...
ادامه مطلب
داستان کوتاه فوق العاده زیبای دروغ های مادر داستان من از زمان تولّدم شروع میشود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهیدست و هیچ گاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،: ” فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم.” و این اوّلین دروغی بود که به من گفت. ...
ادامه مطلب
گر چه با يادش، همه شب، تا سحر گاهان نيلي فام، بيدارم؛ گاهگاهي نيز، وقتي چشم بر هم مي گذارم، خواب هاي روشني دارم، عين هشياري ! ...
ادامه مطلب
برای دیدن توضیحات به ادامه مطلب مراجعه کنید.....>>>...
ادامه مطلب